تبليغاتX
چند خط میان زندگی

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

نگاهی به رسانه و جامعه

چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391
م : ن :

جايگاه معلم ، گمشده نظام آموزشي ماست

 

  نزديك به هفت  سال از تدوين سند  بنيادين آموزش وپرورش ميگذرد. سندي كه تاكنون فرازوفرودها وواكنشهاي گوناگون را تجربه كرده است. اما گويا اين ماهها مي رود كه  به ثبات واطمينان نزديكتر شود ، چراكه قرار است از مهرماه سالجاري  برخي ازمفاد آن در  نظام آموزشي كشور به اچرا در آيد.  درهمين راستا همزمان با صدمين سفر استاني رياست جمهور ، شاهد برگزاري  كارگاه آموزشي سند تحول بنيادين آموزش وپرورش در شهر مشهد بوديم.

محمد تقي فخريان مدير كل آموزش وپرورش خراسان رضوي بااشاره به اينكه ، برنامه هايي در زمينه فرهنگ سازي براي اجراي اين سند گفت: دراين راستا 50 هزار جلد سند تكثير ودراختيار كاركنان ومسوولان اموزش وپرورش قرار گرفته است .همچنين 75 هزار نفر در آزمون حضوري سند تحول شركت كرده وموفق به دريافت گواهينامه آموزش شده اند.

*  دغدغه هاي اجراي سند

 گرچه تمام صاحب نظران ودلسوزان نظام آموزش كشور بر  تحول در آموزش وپرورش باوردارند اما  اجراي مناسب اين سند  نيازمند چه  اقداماتي است؟

ذوقي عضو شوراي آموزش وپرورش استان خراسان  رضوي در همين كارگاه اظهارداشت:  همواره دغدغه  افراد فعال در عرصه آموزش كشور ، فقدان سند مدون در تعليم وتربيت اسلامي بود  كه با تدوين سند تحول بنيادين اين مقوله رفع شد.

وي  درادامه با اشاره به ضرورت اجراي مطلوب سند تحول بنيان افزود:  نيروهاي آموزش وپرورش انگيزه بالاي براي اجراي موثراين سند دارند.  ازهمين رو برنامه هايي در زمينه اجراي مطلوب ضروري است  كه ازاين موارد ميتوان به تربيت منابع انساني اشاره كرد كه تقويت مراكز تعليم وتربيت دراين مقوله ميتواند اثر گذار باشد.

رئيس ناحيه 7 آموزش وپرورش مشهد همچنين گفت:  به رغم تلاشهاي مستمردرحوزه نوسازي مدارس ،با توجه به رشد عمودي اين شهر ، تامين فضاي آموزشي در مناطق حاشيه شهر ، بخشهاي فرسوده و بخشهاي جديد قابل تامل است .چراكه گاه دربرخي مناطق دراين زمينه  كمبودهايي ديده ميشود.

شبيري رئيس ناحيه 4 آموزش وپرورش نيز  بااشاره به اينكه ،    بهتراست به گونه اي تلاش شود كه سندهاي موثري نظير تحول بنيادين آموزش وپرورش در سطح سند نماند و آثار موثر آن به ظهور وبروز برسد، افزود : اجراي اين سند نيازمند مديران باتدبير وساختار اداري توانمند مي باشد درحاليكه با وضعيت انگيزشي موجود ما در جذب نيروي توانمند دچار مشكل هستيم.

وي ادامه داد: همچنين درزمينه فعاليت نيروهاي ساير مقاطع تحصيلي در مدارس ابتدايي نيازمند آيين نامه هاومقررات  شفاف هستيم.

* نخستين سند وزارتخانه اي

حميدرضا حاجي بابايي ، وزير آموزش وپرورش  با تاكيد بر منويات  مقام معظم رهبري درزمينه سند تحول بنيادين گفت: : این سند،  سند آبرومندانه ای است و خلاف گفته برخی افراد نه قبل و نه پس از پیروزی انقلاب اسلامی سند توسعه در آموزش و پرورش نداشتیم و این اولین سند در نظام آموزش و پرورش كشور محسوب می شود.

 

وی بااشاره به تلاشهاي چند ساله متخصصين حوزه ودانشگاه درتدوين آن ادامه داد: آموزش و پرورش   اولین وزارتخانه ای است كه سند توسعه و تحولش را ارائه كرده است.

 

حاجي بابايي همچنين اظهارداشت:  سند تحول از كوره های مختلف عبور كرده و تمام ناخالصی ها و كاستی هایش گرفته شده و امروز در كامل ترین و زیباترین شكل ممكن قرار است اجرایی شود و براستی در نظام و ساختار آموزش و پرورش تحول بنیادین را رقم خواهد زد.

 

وزير آموزش وپرورش درادامه بابيان اينكه ، هوشمند سازي  ، تامين فضاهاي آموزشي وسايرموارد مسايل قابل توجهي در نظام آموزش ماست اما ارزش هيچكدام به ميزان جايگاه معلم نيست   گفت : رمز و راز تمام موفقیت ها در نظام آموزش و پرورش معلم است و در این مسیر تنها فردی كه می تواند اجرای عملیاتی و اثر گذار سند تحول را محقق كند، معلمان هستند.

 

حاجي بابايي  اظهارداشت: در طول تاریخ هم به همین شكل بوده است و بهترین افراد هر جامعه توانسته اند به عنوان معلم نقش آفرین باشند و ما نیز باید از بهترین افراد در این شغل شریف استفاده كنیم زیرا تحول كشور با توان افزایی و تربیت نسل، كامل و محقق می شود.

وزير آموزش وپرورش جايگاه شايسته معلم را گم شده نظام آموزشي دانست وگفت:  معلم نيازبه جايگاه والا وتعريف شده اي داردكه  دانش آموزي  اهل علم ومحقق تحويل دهد وخود به سمت پژوهش وبرنامه ريزي برود. زماني كه تعريف ما از معلم چنين است شاخصهاي انتخاب معلم نيز بايد همسو وهماهنگ باتعاريف باشد.

 

وي بااشاره به روشهاي نادرست جذب نيروي انسا ني در آموزش وپرورش افزود:  ما نميتوانيم معلم را براساس تنگناهاي شغلي واقتصادي جذب كنيم .همچنين درجذب ساير نيروها نيز بايد برتوانمنديها تاكيدداشت. چنانكه خدمتگزار مدارس نيز به جاي  افراد ميانسال وسالمند ، بايست جوانان پرتوان باشند كه به بهترين صورت  ، ارائه خدمت كنند.

 

* رشد سرانه آموزش كشور

گرچه  ميزان سرانه موجود باعث نگراني گروهي دراجراي سند تحول بنيادين است اما وزير آموزش وپرورش بر رشد سرانه در سالهاي اخير اشاره داشت وگفت: در سال 1388 كه من به وزارتخانه آمدم بودجه 7 هزار و200 ميليارد تومان بودكه امسال به 14 هزار و600 ميليارد تومان رسيده  است و 400 ميليارد تومان نيز يارانه مدارس وورزش مي باشد كه باافزودن ساير اعتبارات به 17 هزار ميليارد تومان مي رسد .اين درحاليست كه بودجه كل كشور ، 150هزار ميليارد تومان مي باشد.

وزير آموزش وپرورش بااشاره به اينكه بايد براساس امكانات موجود براي اجراي سند تحول برنامه ريزي كرد ، اظهارداشت: با برنامه ريزي ميتوان از توان  موجود استفاده كرد همچنين بايد نسبت به ساماندهي نيروي انساني تلاش كرد زيرا گاه درتعداد نيرو دجارمشكل هستيم . به طوري كه برخي موارد،  معلمان يك درس فراوان هستند اما دردرس ديگر با كمبود نيرو مواجه هستيم يا به لحاظ جنسيتي  در به كارگيري معلمان با مشكلاتي  روبه رو ميشويم  .

حاجي بابايي همچنين گفت: درجذب نيروي انساني بايد تخصصي عمل كرد. اگر قرار است كه معلمي براي آموزش قرآن استخدام شود بايد ازميان افراد برجسته وتوانمند گزينش گردد .به اعتقاد شما با اين رويه نميتوان ، انقلاب درآموزش وپرورش در زمينه فعاليتهاي قر آني رخ نميدهد؟

* گرفتن پول قانون مانيست

حاجي بابايي با انتقاد از ساعات طولاني آموزشي  به بهانه هاي مختلف افزود:   كلاسهاي فوق برنامه نبايد به معناي ساعات اضافي آموزش باشد.  همچنين مگر چندين دانش آموز ضعيف در مدارس است كه نياز به چندين كلاس فوق برنامه است .

وي درهمين نشست باتاكيد ، اظهارداشت: مردم بدانند نگه داشتن دانش آموزان در ساعات اضافي وطولاني وهمچنين پول گرفتن براي برگزاري چنين كلاسهايي قانون مانيست.

 

 * پ.ن :دراين جلسه آقاي وزير حرفهاي رويايي وايده آل بسياري درباره نحوه جذب نيروي انساني زد. اينكه بايد متعهدترين وباسواد ترين ومتخصص ترين نيرو انتخاب شوند....حرفهايي  كه درجامعه فعلي كمترين نمود آن نيز ديده نميشود وبيشتر براي مدينه فاضله مناسب است..

 




چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391
م : ن :

اين روزهاي من

 

هفته زن روزهاي شلوغ وپردردسري داشتم ..درواقع حالم بارها گرفته شد.. روز يك شنبه بعد ازظهر آفيش رفتم با يك ساعت ونيم تاخير بدون حضورميهمانان ويژه برگزارشد.همه هم همه جورحرفي زدند از بيان انواع مزاجها تا بومي سازي روانشناسي يونگ وفرويد . ازاينكه دولت در قبال ۱۰ نفر بازنشسته سه نفر جذب ميكنم تا راه اندازي سايت ماساژ نوين..خلاصه ساعت نه ونيم شب تمام شد ومن ساعت نزديك ۱۱ به خانه برگشتم. اونجا هم استنطاق شدم وكل كل كردم وخوابيدم. صبح هم بدون سلام وخداحافظي زدم بيرون...قهر بودم...

روز دوشنبه با عجله مشغول تحويل مطلب بودم كه برق قطع شد ومطلبم مرحوم شد با عصبانيت ازاداره اومدم بيرون....

روز سه شنبه صبح افيش تحول بنيادين داشتم .وقتي رسيدم يكي از بچه هاي رع آموزش وپرورش نميدانم به چه علتي مخواست هر طور شده پرم را باز كند. اول گفت كه چرا امدي كنسل شده خبرداديم..بعد گفت : وزير نمياد..بعد مارا برد يه جلسه در پيتي داخلي .. آخرهم هرچه اصرارداشتم به جلسه اصلي بروم مانع شد..حتي دوستان روابط عمومي وزارتخانه نتوانستن مانع اصرار اقاي  رع شوند ..من كه ميديم هرخبرنگاروعكاسي اجازه ورود داردجز من باناراحتي وعصبانيت يكي از نگهبانها رادر راسفت چسبيده بودهل دادم ورد شدم..باعصبانيت بيشتر ازدوساعت خبر نوشتم

خيلي ها اين هفته به من كادو دادن دوستان وخانواده ام اما نميدانم چرا منتظر يك هديه خاص وغيرمنتظره بودم..بعد از خبر وزارت آموزش وپرورش كه به روزنامه برگشتم ديدم جلسه تقدير از بانوان تمام شده ودرحال مرتب كردن فضا هستند..چند دسته گل زيبا هم  آورده بودن بر وبچه هاي خدمات كه متوجه نگاههاي تحسين برانگيزمن شدن يك دسته گل را به من دادند..الان روي ميزم است...اين هديه غيرمنتظره ترين هديه  بود....ممنونم از همه بچه هاي خدمات...




چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391
م : ن :

روز روابط عمومي به همه بروبچه هاي روابط عمومي در همه ادارات .موسسات .سازمانها و....مبارك ..خسته نباشين

 




سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391
م : ن :

قاب




یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391
م : ن :

خاطره بازي

وقتي دبيرستان ميرفتم .من ونازي هردوعاشق فيلم برباد رفته بوديم. نازي عاشق رت باتلر بود نميدانم آن روزا كه اينترنت نبود عكس سياه وسفيد رت باتلر را با آن فيگور آشنا ازكجا پياده كرده بود كه روي تختش زد..هيچوقت اين را ازاونپرسيدم. من عاشق اشلي بودم....

ديشب براي نميدانم چندمن بار همان برباد رفته را با سي دي اينبارديدم....هنوزم اشلي را دوست دارم وبه نظرم حيف اشلي براي مانلي هميلتون.. به نظرم هنوزهم مانلي يك دختر دست و پا چلفتي خر شانس است...




یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391
م : ن :

این روزا که حرف " روزمادره..عکسای جالبی از بزرگان با مادراشون میبینم...

واینم..




شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391
م : ن :

من...

 

من آدم خوشبختي هستم .زيرا اطرافم ودوستانم افراد فعال وانديمشندي هستند. اما گاه در حضوراينها احساس هراس ميكنم. فكرميكنم حال كه دارد با من حرف ميزند ميخواهد مرا بسنجد..تواناييهايم را محك بزند..حس ميكنم به چشم سوژه به من نگاه ميشود..دوست دارم نزديك شوم اما گمان ميكنم من فقط يك موضوع براي كارهاي آكادميك هستم فقط يك ابزار..




شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391
م : ن :

نسخه اي به نام مادرامروزي

 

:پسرك  دكمه هاي تلفن همراه مادر را ميزند و ميگويد :  اين خاله جوون  چي پيامكهاي مسخره اي   ميفرسته. مادر با غضب گوشي رو ازدستش بيرون ميكشد وميگويد: مگه نگفتم  دست به تلفنم نزن.. پسرك با دلخوري ميگويد:  : من  اگه نگاه نكنم كه تو نميدوني چند تاپيامك داري !

وقتي پاي صحبت مادرهاي امروزي مينشينيم تجربيات جالبي از فرزند پروري  دارند. ازكاربرد كلمات عجيب و ووزين كودكان خردسال تا اظهارنظرهاي فلسفي دورازذهن وشايد صدها رفتار غيرمنتظره.با وجود اين نسل غير منتظره ، مادران تاچه تواناييهاي لازم    را براي تعامل سازنده با فرزندان دارندوچه ضرورتي دارد مادران امروزي شوند؟

* ضرورتهاي يك مادرامروزي

طناز زارعي ، مادردو فرزند در پاسخ ميگويد:       به نظر من به روز شدن مادران  نه تنها واجب بلكه ضروري است . زيرا  بسياري از روشهاي تربيتي كه در گذشته مورد توجه بوده امروز منسوخ شده يا حتي مضر به نظر ميرسد. كارايي بعضي روشها نيز   به زير سوال رفته و در بعضي از موارد روشهاي موثرتر و كاربردي تري  جايگزين اين موارد شده است .  همچنين     فاصله فرهنگي  كه در گذشته به چشم مي خورد امروزه با سرعت گرفتن رشد علم بيشتر مساله  ساز شده،.به طوري كه  بسياري از فرزندان ،  والدين  خود را متعلق به نسل قبل با افكاري قديمي مي پندارند. اينجاست كه ضرورت به روز بودن مادران  خود را نشان ميدهد.

منير پشمي ، كارشناس ارشد مطالعات زنان نيز ميگويد: به طوركلي نقش وكاركردهاي مادران با توجه به تحولات گوناگون نيازمند تغييرات جدي است  . اما اينكه تا امروز اين تغييرات انجام شده يا خيراين مقوله خود،  جاي بررسي دارد. به هرحال شرايط به گونه اي است كه ضرورت دارد مادران ازجوانب مختلف توانمند شوند تا نقش وكاركرد موثر داشته باشند. زيرا طي ده سال اخير ، سيطره روز افزون  فناوريهاي مدرن ؛ جامعه وخانواده ما را  تحت تاثير قرارداده  واين انكا ر ناپذير است.   درحاليكه پيش ازاين مادران با مسايلي نظير كار با رايانه  و دنياي مجازي مواجه نبودند و نيازي به آگاهي و آشنايي  با اين مسائل را  نداشتند، اما  حالا بايد حداقل براي رفع نيازهاي آموزشي فرزندان قدري با مهارتها وفناوري هاي نوين آشنا باشند و پا به پاي فرزندان رشد كرده و به روز شوند.

دكتر حامد بخشي ، نيز باتاكيد براينكه مقوله  مزبور، توانايي بررسيهاي جدي ترحتي به عنوان يك مقاله  تحقيقاتي رادارد، اظهار ميكند :       درجامعه جديد   تغييرات چشمگيري دركاركرد خانواده وهمچنين در ذيل آن دركاركرد مادران  رخ داده است.

ازهمين رو در مقايسه با جوامع گذشت شاهد دوتغيير عمده در كاركرد مادران هستيم. از يك سو بنابرتحولات مختلف فرهنگي ،اجتماعي وفناوري ؛ برخي كاركردهاي  مادران به جامعه واگذار شده است . براي نمونه ، در گذشته اگر مادران ناگزير به انجام وظايف مديريت منزل نظير پخت وپز ويا شست وشو بودند امروزه  اين مسووليتها به فناوريهاي نوين   يا نهادهايي درجامعه؛ واگذار شده است. 

اين  مدرس دانشگاه بااشاره به اينكه هرخانواده داراي دوكاركرد تعاملي وغيرتعاملي است ؛ مي افزايد: كاركردهاي تعاملي برگرفته ازتعامل ميان اعضاي خانواده است كه اين كاركردبا برخي تغييرات همچنان وجوددارد اما كاركردهاي غيرتعاملي به ديگر نهادها سپرده شده است. البته اين به معناي اين نيست كه تمام اين كاركردها به طورتخصصي  از خانواده جدا شود. زيرا درحال حاضر  حاشيه اين مسايل پررنگ ترازمتن درخانواده ها مشهود است .براي مثال گرچه خانواده پيش از اين ،عهده دار وظيفه انتقال فرهنگ به فرزندان  وآموزش آنها بود ه است امادر حال حاضر  مدارس اين نقش راايفا ميكنند .اما آموزش فرزندان، كمك به تحصيل آنان از سوي والدين ؛ همچنان ازدغدغه هاي عمده خانواده است ازهمين رو ، مادران ناگزيرند از ابزارهاي نوين نظير كتابهاي كمك آموزشي براي اين مساله بهره مند شوند كه اين حاشيه ها  مولود جامعه مدرن است  . معضلي    كه مادران سنتي به دليل فقدان آموزشها  ومهارتهاي نوين به  آن گرفتارند.

بخشي پژوهشگر اجتماعي  اضافه ميكند:     درپي   كاهش كاركردها ؛   از انتظارات ازمادران كاسته   نشده بلكه جايگزين انتظارات نوين شده است. درگذشته فرزندان  انتظار داشتندمادرمسووليت مديرت خانه را برعهده داشته باشد       اما   حال  كه  اين وظايف توسط  ابزار وفناوريهاي نوين  انجام ميشود   فرزند متوقع است كه مادر      به تحصيل وآموزش وي بيشتربها دهد .

 * زبان هاي نا آشنا

امروز بسياري ازمادران وفرزندان  ازروابط مناسبي برخوردارنيستند ومعتقدند :"حرف هم را نميفهمند.  "

دكتربخشي درهمين  مقوله ميگويد : ديگر عامل موثردركاركرد مادران ، سرعت تغيير جامعه است كه    منجر به شكاف نسل شده است  ازهمين رو؛   باعث شده مادران به درستي نتوانند به انتقال  آموزه هاي فرهنگي بپردازند.  زيرا اين آموزهها مربوط به نسل گذشته بوده و نميتواند پاسخگوي خواسته ها و نيازهاي نسل امروز ي  باشد. به اين ترتيب ، مادردرارتباط  با فرزندان دچار مشكل است  چه رسد به اينكه توان انتقال فرهنگي يا جامعه پذيري داشته باشد. اينگونه ،مادر  درروند  اين وضعيت  ،  شروع به مبارزه كرده وبه ترزيق دانسته ها وآموزه هاي خود ميپردازد ،گاه نيز ناتوان ازاين مبارزه ، فرزند را به حال خود رها ميكند .همچنين دركنترل اجتماعي شاهد شكست والدين  هستيم.  زيرا بسياري از آنها به دليل ناآشنايي از شرايط روز،   توان كنترل محتواي  داده هاي نوين فرزندان ويا نظارت بر آنها  راندارند.البته شرايط زندگي نوين ،  به خودي خود آسيب زا نيست اما زماني آسيب زاست كه ما آمادگي ودانش مواجهه با اين شرايط را نداشته باشيم.  اين درحاليست كه تجربه نشان داده،  ما درهمه عرصه ها  ؛ درزمينه آموزش دچاركاستي وضعف هستيم . حال آنكه ؛ هرنهاد وهرساختار جديد نياز به آموزش دارد .

*  نسلي عاصي يا نسلي به هنجار؟

 

پدر براق ميشود روي پسر نوجوانش  كه، " چه زمونه اي شده ما پايمان را جلوي پدرمان دراز نميكرديم ...زودتراز او دست توي سفره دراز نميكرديم...بچه هاي ماروببيين..."

آيا دراز كردن پا، اظهارنظر صريح ، داشتن پاسخهاي آني و... نشان از بيتوجهي فرزندان به ادب وفرهنگ است؟

پشمي مادردوفرزند دراين باره معتقد است: به نظرم  تحولاتي كه دررفتارهاي جوانترها ميبينيم  طبيعي است اما   در برخي موارد ميتواند ناپسند تلقي شود . در سالهاي گذشته در خانواده ها پدر سالاري حاكم بود ودربرخي خانواده هاي امروزي فرزند سالاري حاكم است. كه هيچ كدام از اينها مطلوب نيست. در خانواده بايد جايگاه والدين مشخص و متمايز باشد و در عين حال دموكراسي برقرار بوده و به راي و نظر فرزندان نيز توجه شود. در اين حالت نوعي تعادل ايجاد شده و ضمن  عزت نفس و اعتماد به نفس بخشيدن به فرزند ، فرصت اظهارنظر وي نيزفراهم شود.

دكتر بخشي نيز ميگويد: به طوركلي ، ادب يعني انجام رفتارها ي به هنجار . با توجه به اين تعريف ؛ اگر فرزندان امروزي به سهولت ابراز وجود واظهار نظر ميكنند ، مساله غيرعادي وبي ادبي تلقي نميشود .زيرا به دليل تحولات متعدد ، ادبيات  جامعه نيز تغيير كرده ووالدين تبديل به مادر رفيق و پدررفيق شده اند.  درواقع به دنبال مدرنيته ؛ روابط وتعامل بين اعضا نزديكتر شده است. ازسوي ديگر به دليل تغييرات ، شاهد تحول در مفهوم نمادها ونشانه ها هستيم .به اين ترتيب اگر زماني احترام به والدين با دراز نكردن پا ، مشخص ميشد. امروزه با ابراز صميميت بروزميكند.

* همراهي مردان باهمسر

درحاليكه آموزش به عنوان حلقه مفقوده در توانمند سازي زنان مطرح ميشود .اما  نميتوان از نقش مردان دراين چرخه غفلت كرد.

پشمي دراين باره  ميگويد: به نظرمن ، علاوه بر آموزش زنان بايد برنقش مردان دراين روند تاكيد شود   چراكه ما جامعه اي  داريم كه مردسالاري در آن رايج بوده وهنوز هم هست .اين درحاليست كه ؛   شرط توانمند شدن زنان  ،  آگاه شدن مردان و همكاري و همراهي با زنان است . درنظر بگيريد زن خانه داري را كه مهارت هاي لازم را نداشته و  در آمد خاصي هم ندارد   اگر از سوي همسر نيز  اجازه مشاركت وآموزش  نداشته باشد  و حمايت نشود، ناگزير محدود خواهد شد.

اين كارشناس  ارشد مطالعات زنان ، ادامه ميدهد:  هسته اصلي و اوليه  خانواده را زن  و شوهر تشكيل مي دهند بنابراين ابتدا  نقش همسري در خانواده شكل مي گيرد  .درصورتي   جايگاه همسران  به خوبي ؛ مشخص شود وارتبا ط بين آنها مطلوب باشد، بعد هم مي توانند نقش والدين را هم به درستي  ايفا كنند . همچنين ، هرچند نقش مادران در خانواده و فرزندپروري  اهميت دارد    اما نبايد  تمام بار مسئوليت فرزندان بر دوش مادران گذاشته شود زيرا درحال حاضر نقش پدران درخانواده كمرنگ شده  وبرخي  پدران ، فقط موظف به كسب در آمد شده اند درحاليكه پدران نيز نقش به سزايي در تربيت و پرورش فرزندان دارند .

 

* آثارتوانمندي مادران

باتوجه به آنچه گفته شد بايد ديد؛ وضعيت مادران ما به جهت كسب تواناييهاي  چگونه است؟

 

 

منير پشمي نيز اظهارميكند: وقتي صحبت از توانمندي زنان ميشود بايد ببينيم اين  مسايل درچه حوزه وشرايطي گفته ميشود. طرف صحبت ما كيست؟ اين مسايل شايد دغدغه گروهي از زنان فرهيخته جامعه باشد اما چالش تمام زنان جامعه ما نيست.زيرا هنوزهم در  برخي  مناطق و شهرستانهاي محروم كشور، زنان جواني زندگي ميكنند كه تحت تاثير شرايط مرد سالارانه حتي حق انتخاب لباس وهمسر خود را ندارند. براي اين زن، گفتگو از مسايل ونقشهاي زن هزاره سوم ضروري ونياز نيست، زيرا او هنوز به حقوق و آزادي هاي اوليه خود دست نيافته است. اما اگر طرف صحبت ما ، زنان ومادران كلانشهرها باشند با توجه به اينكه  آنها فرصتها وامكانات بيشتري را در اختيارداشته و دارند ، سطح انتظارات متفاوت است ولي آنها هم چندان موفق نبوده اند.  براي مثال چندي پيش به يكي ازمراكز فرهنگي پيشنهاد كردم جلساتي درباره روابط متقابل همسران و حقوق خانواده برگزار كنند اما چندان استقبالي از آن نشد.

دكترحامد بخشي نيز دراين زمينه معتقد است:  چنانچه بهره مندي از مشاوران  رايج شود واين مقوله اهميت دهند بسياري از مشكلات حل ميشود .زيرا چنين برنامه هايي دركاهش   هزينه هاي اجتماعي موثراست . چراكه هر طلاق ، وجود هر خانواده نابه سامان   هزينه اجتماعي دارد.

وي باتاكيد براينكه در  آموزش عمومي ومهارتها  دچارنقص هستيم ميگويد:  درحال حاضر يك مادر ميتواند با استفاده ازدانسته هاي سنتي خود وهمان آزمون و خطا ي متداول  ، فرزندي را پرورش دهد اما ثمره اين فرزند پروري مشخص نيست .مثل فردي كه بدون مهارت رانندگي ميكند وي بعد از چندين بار تصادف وتخريب  ميتواند  خودرويي براند اما طي اين زمان   آسيبهاي جدي داشته كه شايد ماندگارباشد .پس ما بايد با آموزش مناسب هزينه هاي اجتماعي  را كاهش دهيم .

 

 

 

  زارعي ميگويد: گرچه بسياري از مادران ضرورت درك تحولات امروزي را دريافته اند ولي به نظر من هنوز كافي نيست .زيرا  برخي  از مادران  هنوز اطلاع چنداني از كار با فناوريهاي نوين ندارند .اگر چه سعي دارند باروشهايي   همانند  گذاشتن كامپيوتردر معرض ديد ،   .كودك را  كنترل كنند. اما  مادران اندكي  را ميشناسيم  كه در  برخوردبا مشكلات تربيتي به فكر استفاده ازابزار نوين نظير؛ مشاوره ها ، مقالات و.. بيفتند  .




شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391
م : ن :

عصرطلايي ميانسالي

 

 

زنها با فراغ خاطر در اتوبوس  نشسته اند و بي نگراني از حرف وحديث و دلخوريها  ازهردري حرف ميزنند.

زن ميگويد: دخترم 37 سالشه درسش تموم شده طرحش رو مگذرونه  اما هنوز ازدواج نكرده.. ميگه اددم مناسبي پيدا نميشه.. دختر ديگم هم 35 سالشه دكترا ميخوونه .كارودر آمد داره اما هنوز ازدواج نكرده ...  زنديگر حرفش راادامه ميدهد: تنها دخترا نيستن پسرها هم مشكل دارن...سربازي وكار ودانشگاه.. تا بخوان ازدواج كنن سنشون بالا رفته ..پسرم 39 سالشه ميگه نميخوام ازدواج كنم ..تنها زندگي ميكنه...

زن سوم كه تاحالا شنونده بوده با لبخندي تلخ ميگويد:  زندگي عجيب شده دختر وپسرهايي كه شرايط و زمان ازدواج رو دارن نميخوان ازدواج كنن ..اما جوونايي كه يا كوچيكن يا مشكلاتي دارن ..به ازدواج فكر ميكنن... پسرخواهرم 18 سالشه هنوز سربازي نرفته ميگه ميخوام داماد شم...

                                                     ***

* مشكلات ظهر زندگي 

مرحله میانسالی جمعیت از سال‌ 1390 شروع شده و تا سال1400 این گروه میانسال به اوج خود می‌رسند. بنابر آمارموجود نيز، درحال حاضر 35 ميليون نفر از جمعيت كشور را اين گروه ؛ تشكيل ميدهند . كه بنابرنظرات مختلف 40 تا 70 درصد جامعه امروزما را ميانسالان به خود اختصاص داده اند .   اين درحاليست كه  هنوز بسياري از افراد بالاي سي سال كشور ؛  شرايط ثبات و مشخصي ندارند كه افزايش سن ازدواج ، رشد زندگي مجردي و جمعيت دانش آموخته بيكارگواه اين مدعاست.

دكتر هادي معتمدي ، روانپزشك  بااشاره به چالشهاي روحي ورواني اين گروه ميگويد:  درمورد سن ومراحل رشد  وشرايط تطبيق خود دارد شرايط پيشرفت عقلي واجتماعي دارد .بسياري از روانشناسان نظير يونگ "40 سالگي را  ظهر زندگي  " ميدانند وبراين عقيده اند كه انسان بين 20 تا 40 سالگي  اين فرصت رادارد تا رسيدن به اين سن ،  اهداف زندگي خود را مشخص كرده وبراي  اين اهداف برنامه ريزي كند تا به نوعي نيروي مولد بدل شود   .  به اين ترتيب ، زمانيكه  انسان   به 40 سالگي ميرسد بارديگر به پشت سر خود نگاه ميكند  وثمرات اين زمان را بررسي ميكند.  اگر از مسيري كه   طي كرده   رضايت داشته باشد ادامه  مسير زندگي را نيز  با احساس  خوشايند رضايتمندي ومولد بودن ادامه ميدهد . اما اگر نپسند و موافق اهداف ذهني نباشد ؛ دچار ياس ونااميدي ميگردد  كه  تاپايان عمر ادامه خواهدداشت  خواهدداشت.        

اين آسيب شناس اجتماعي مي افزايد:سي سالگي در ميانه راه 20 تا40 سالگي قرارگرفته و فرصتي است كه      بايد تا آ ن زمان اندوخته ها  به گونه اي باشد كه فرد  به يك زندگي مناسب  نظير ؛  حداقل در آمد كافي ، تحصيلات كافي ، شغل كافي ، ازدواج وتشكيل زندگي مستقل برسد . چنانچه اين فرصت مهيا نشده وهركدام ازاين موارد محقق نشود ؛ فرد    احساس كمبود وفقدان ميكند كه  اضطراب وافسردگي رادر پي خواهدداشت. بنابراين تصميم سازان ومتوليان جامعه به گونه اي بايد  عمل كنند كه افراد جامعه ، ب هسلامت ازاين مرحله عبوركرده ورضايت داشته باشند.   

وي با اشاره به اينكه نيمي از زندگي فعال انسان پيش از چهل سالگي ونيمي ديگر بعد از اين سن ميباشد ، تاكيد  ميكند: اگر در مرحله  پيش از 40 سالگي اين حداقلها   حاصل نشود يعني فردي در آغاز  انجام حرفه اي مناسب ، درآمد كافي يا به سامان رسيدن تحصيلات و.. نباشد طبيعي است  كه دچارياس ونااميدي ميشود كه پيامدهاي آن نيز ؛ جامعه اي به دور از شادي واميد به زندگي ، روابط اجتماعي مناسب وچالشهاي متعدد ديگر در عرصه توسعه ونشاط جامعه است .

* زندگي در مسير طوفان

تو از آدم به دوري  نه مهموني نه سفر...خسته نميشي اينقدر گوشه خونه رو گرفتي... تو كه زندگي نداري هذا اداره هذا خانه....تو نميپوسي توي اين اتاق كز ميكني بيا يه گشتي بزن...

اگرچه قديميها " چهل سالگي " را فصل چلچلي ميدانستند اما امروزه  اغلب چهل ساله ها اينطور فكر نميكنند. براي آنها چهل سالگي يعني  آغاز فصل جديد درددها ومشكلات...به طوري كه آمارها نشان ميدهد ، 7 درصد از جمعیت بالای 30 سال کشور به بیماری دیابت مبتلا هستند و60 درصد  افراد دراين سن اضافه وزن دارند. طی مطالعاتی نيز كه برروی دو میلیون نفر از 80 کشور در جهان انجام گرفته ، معلوم شد    بیشترین آمار افسردگی در بین میانسالان به چشم می خورد. البته در بین میانسالان زن و مرد تفاوت هایی وجود دارد به طوری که خطر ابتلا به این بیماری  در زنان  از40  سالگي   ودرمردان از50 سالگي  آغاز ميشود.

عباسپوردكتراي روانشناسي سلامت ، بااشاره به اينكه ما آماردقيقي از مبتلايان به افسردگي نداريم ، دراين زمينه ميگويد: گرچه  در طول زندگي افراد گونه هاي مختلفي  از افسردگي را تجربه ميكنند اما بسياري از مبتلايان به  افسردگي خفيف متوجه بيماري خود نشده و آن را تشخيص نميدهند .   زيرا مهمترين نشانه آن خستگي است . ازهمين رو اغلب تصور ميكنند با سفر يا استراحت اين مساله حل ميشود كه اينطور نيست.  درواقع زماني كه فرد براي درمان مراجعه ميكند اغلب شرايط افسردگي تشديد شده است. البته افسرگي  ميتواند عوارض ناخوشايندي برعملكرد وحتي اختلال در زندگي روزمره شود، حتي مبتلايان را وادار به ترك شغل وبازخريد كند .

دكتر معتمدي نيز بااشاره به جنسيت افراد اظهار ميكند:  در بروز اختلالات نظير افسردگي جنسيت تاثيرگذار است چنانكه زنان زودتر وبيشتر ازمردان آسيب خواهند ديد. چراكه زنان به طور طبيعي 5تا 10 سال زودتراز مردان به رشد عقلي واجتماعي رسيده وآماده ورود به چرخه مولد بودن  در زمينه هاي مختلف  ميباشند .به طوري كه از  يك دختر 18 ساله ميتوان انتظار  آمادگي ازدواج وفرزند آوري داشت اما پسرها چنين نيستند وزمان  مناسب براي پدر شدن آنها 25يا 26 سالگي باشد. به اين ترتيب زنان زودتر آماده ورود به عرصه هاي توليد هستند اما چون ديرتروارد ميشوند ومدت زمان رسيدن به حد اقلهاي خود را بيشتر ميپندارند  دچار افسردگي ميشوند.

دكتر عباسپورنيز به نقش هورمونها در بروز اختلالات درميانسالي تاكيد كرده ومي افزايد: مردان  همانند زنان در ميانسالي مشكلات يائسگي را باتوجه به شرايط خود تجربه ميكنند. به اين ترتيب شاهديم ، مردان وزنان درميانسالي با مسايل مختلفي مواجه ميشوند  كه اغلب در مردان اختلالات شخصيتي ودرزنان اختلالات خلقي نظير افسردگي  مشهود است.

 

*  خانه هاي خالي خالي 

 

زن  ومرد روي ايوان نشسته بودند. عصرانه ميخورند، سيبي و چاي و تكه هاي دل انگيز پولكي اصفهاني . زن تكه ي پولكي دردهانش گذاشت وبي ميل گفت :  ديگه ازاينا نبايد بخريم.. دندون درست وحسابي كه نداريم.كسي هم كه دور وبرمون نيست... مرد ادامه داد: چندروزه از بچه ها خبري نيست...زن آرام سرش را حركتي داد وگفت: حتما خوب وسلامتن..... بعد چشم چرخاند به دور حياط نقلي وشسته ورفته اش وگفت: زندگيه.. چند سال پيش اين حياط  پر از بچه هاي قد ونيم قد وسروصداشون  بود.. حالا چشم ميكشيم سايه شون رو ببينيم...

دكتر عباسپور ، به مشكلات روحي ورواني دوران سالمندي اشاره كرده وميگويد: انسان در مراحل مختلف زندگي ناگزير به سپري كردن شرايط خاص است . اغلب افراد نيز خواسته يا ناخواسته مشكلات دوران سالمندي را تجربه ميكنند. ازجمله اين مسايل افسردگي  است.  اما راه حل ؛ غلبه براين احساسات ناخوشايند ، توجه به برنامه هاي مناسب  براي گذران اوقات فراغت ؛  همچنين توجه به تغذيه سالم وورزش است . سالمندان در چنين شرايطي ميتوانند  با تقويت ارتباط خود با دوستان وهمسالان اين مشكلات را كاهش دهند . همچنين حمايتهاي اجتماعي درالتيام اين معضلات موثراست.

اين صاحبنظر اضافه ميكند: رسانه ها ، نهادها وسازمانهاي برنامه ريز ، تشكلها ونهادهاي مردمي نيز با ارائه آموزشها درقالبهاي مختلف نظير انتشار بروشورها وبرگزاري نشستها ؛ ميتوانند سالمندان را با اين مشكلات روحي  آشنا كرده وراههاي برون رفت از آن را نيز آموزش دهند.

 

 

* سالمندي سالم با تغيير سبك زندگي 

پيش بيني ها  حكايت از پير شدن جمعيت كشور  دارد به طوري كه تا سال 1410 جمعيت  كشورما وارد دوره كهنسالي ميشود. گرچه برخي  تصميم سازان ، رشد مواليد را مانع پير شدن جمعيت ميدانند  اما نهادهاي جهاني بهداشت بر سالمندي سالم تاكيد ميكنند.

دكتر اسحاقي ، فلوشيب طب سالمندي  به تعريف اين دوره پرداخته وميگويد:

بنابرتعريف   سازمان بهداشت جهاني سن  سالمندي 65 سال به بالا  مي باشد  اما در كشور ماسن سالمندي همان سن  بازنشستگي يعني 60 سالگي است كه اگر سن آغاز  بيمارها رانيز درنظر بگيريم بايد 40 سالگي را به عنوان آغاز ظهور نشانه هاي  علايم پيري وسالمندي بدانيم البته بار بروز بيماريها   از 50 سالگي مشاهده ميشود. همچنين   بنابر نظر  سازمان بهداشت جهاني؛  سالمندي خود 4  دوره را شامل ميشود   كه عبارتند از 60-74 سالمند جوان، 75-89 سالمند ميانسال، 90-100سالمند پير و100  سال  به بالاكه سالمند مقرون يعني كسي كه يك قرن را درك كرده شناخته ميشود .

اين استاددانشگاه با اشاره به اينكه ، مطابق چندين پژوهش  مشكلات اقتصادي و  سلامتي    به عنوان مهمترين مسايل سالمندان مي باشد ، ادامه ميدهد: طي سه مرحل تحقيق كشوري واستاني سالمندان مسايل معيشتي وسلامتي خود را بهعنوان اصلي ترين مسايل خود دانسته اند كه به لحاظ سلامتي ، بيماريهاي مزمن همانند بيماريهاي قلبي وعروقي وسرطان درراس مسايل بوده است جالب اينجاست كه افرادي نيز به  مشكلات دندان اشاره كرده بودند كه آن نيز ريشه در چالشهاي اقتصادي اين قشر داشت.چراكه تعدادي به دليل ضعف بنيه اقتصادي توان ترميم دندانهاي مصنوعي خود را نداشته وسالها با استفاده از فك غذا ميخوردند.

اين صاحبنظردر مسايل سالمندي ادامه ميدهد:  گرچه در سالهاي گذشته اميد ميرفت كه با چند واكسن مقابل بيماريهاي واگير گرفته شود وسلامت افراد تامين شود. اما از آنجا كه  در حال حاضر مهمترين چالش ؛ رشد بيماريهاي مزمن نظير سرطان ، بيماريهاي عروقي وقلبي و آلزايمر است كه اينها ناشي از سبك نادرست زندگي است .ازاين رو،  چنانچه به اصلاح سبك زندگي بپردازيم اين مسايل نيز رفع ميشود.

دكتراسحاقي  بااشاره به شيوه هاي نادرست زندگي مي افزايد: از مسايل قابل تامل كاهش تحرك درجامعه ماست كه تنها نيمي از استانداردهاي لازم براي تحرك را انجام ميدهيم.  بنابراين بايد دوبرابر تحرك فعلي ورزش كنيم. همچنين  گرچه سالمندان ده درصد جمعيت كشور را تشكيل ميدهند اما 80 درصد مبتلايان به انواع سرطانها را دارا هستند. به اين ترتيب براي كاهش اين مشكلات وداشتن سالمندي سالم بايد برتغذيه سالم ، كاهش استرسها،  كاهش آلودگي هوا و ترك د دخانيات تاكيد شود.

*  حرف آخر

گرچه همه بر مشكلات سالمندي تاكيد دارند امازماني بايد نگران اين دوره وپيامدهايش باشيم كه بدانيم ، بررسي‌هاي وزارت بهداشت در مطالعه ملي بار بيماري‌ها و آسيب‌ها در ايران كه در سال 87 منتشر شد، نشان مي‌دهد كه بيماري‌هاي رواني و اختلالات رفتاري که مهمترین انها افسردگی است با حدود 570 هزارسال عمر از دست رفته و سال‌هاي سپري شده همراه با ناتواني در گروه سني 30 تا 44 ساله هم در زنان و هم در مردان، دومين بار بيماري‌ها در كشور پس از حوادث عمدي و غير عمدي است كه نزديك به 800 هزار سال عمر از دست رفته و سال‌هاي همراه با ناتواني را در سال در پي دارد.

همچنين مطابق آمارها طي سه دهه آينده بيش ازيك ميليون ايراني دچار آلزايمرخواهند شد اين درحاليست كه با بهبود شيوه تغذيه ابتلا به آن را ميتوان تا 40 درصد كاهش داد .  نكته ديگر اينكه ،  به گفته صاحبنظران به  دلیل روند افزایش میزان سن و  افزایش امید به زندگی با رشد سرطان مواجه هستيم   ، چنانكه شاید بتوان گفت ایران بالاترین روند رشد سرطان را در جهان داراست. بنابراين شايسته است ازهمين امروزبراي روزهاي طلايي ميانسالي وسالمندي برنامه ريزي كنيم.




چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391
م : ن :

در استانه روززن

 

روزم .روزهمه ما زنان همیشه مبارک ..هرقدر دیده نشویم......هرقدر در فرصتهای خرج شویم..روزمان همیشه مبارک